تبليغاتX
قاموس عدالت

انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران در 27 خرداد و سوم تیر ماه 1384 از جهات زیادی قابل تأمل بود، که در واپسین لحظات انتخابات فوق ، از این پدیده شگفت انگیز به عنوان « فتح المبین  دیگری » طی مقاله ای به تحلیل نشستم که بعداً این مقاله در ویژه نامه منشور ـ روزنامه رسالت مورخه 14 تیر 1384 به چاپ رسید.

از همه مهمتر، امریکا به عنوان جبهه مقابل خارجی در صحنه انتخابات حضور داشت که استراتژی مواجهه با پدیده انتخابات نهم ریاست جمهوری را طی سه مرحله طراحی و عملیاتی کرد که عبارت بودند از :

 

1- مرحله اول جلوگیری از عدم برگزاری انتخابات :

 

 این مرحله با فضاسازی و تبلیغات سهمگین منفی همراه بود بطوریکه  ایجاد یأس و نا امیدی در مردم با شیوه هایی گوناگون دنبال می شد.

 

2- مرحله دوم استراتژی آمریکایی، حضور حداقلی :

در این استراتژی ، عدم مشارکت حداکثری مردم ایران مد نظر بود.  این مرحله نیز با جنگ روانی گسترده و بمباران شدید تبلیغاتی در خصوص شخصیت و سوابق کاندیدای مطرح و مورد نظر توده های مردم همراه بود که چهره ای سیاه و رعب آور از او ایجاد کنند.

 

3- مرحله سوم ایجاد دولت نا کارآمد و ضعیف.

 

نا گفته نماند که در مقابل این استراتژی آمریکا، مردم همیشه در صحنه با حضور آگاهانه و شجاعانه و مسئولانه، استراتژی آمریکا را با شکست مواجه ساختند.

آمریکا در برابر این شکست سهمگین و برای جلوگیری از ظهور و بروز موج دموکراسی بومی و دینی جمهوری اسلامی و گسترش آن در خاورمیانه به ویژه جهان اسلام انفجارهای 7 جولای لندن را که کپی برداری از انفجارهای 11 سپتامبر واشنگنتن بود را به صورت مضحک به نمایش گذاشت تا انتخابات موفق و حماسی ملت ایران و تعمیق مردم سالاری دینی را تحت الشعاع قرار داده و پدیده پیروزی احمدی نژاد، بایگانی و از حافظه ملت ها پاک گرداند که الحمدا... چنین نشد.

لذا دشمن، در پی نا امیدی و عدم موفقیت در این جبهه، فاز جدیدی را برای مواجهه با ایران اسلامی رقم زد که به زعم باطل خویش بتوانند این اقتدار و قوت نظام جمهوری اسلامی را که طی 27 سال گذشته کم نظیر بوده خدشه دار سازد و با ایجاد آشفتگی اجتماعی ـ سیاسی و واگرایی فرهنگی، مرحله فرسودگی انقلاب را آغاز نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیژن ذبیحی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 22:17 |

 

     در اثر الطاف خفيه الهي و رهبري  حكيمانه  حضرت امام (ره )  نسل اول و دوم جوانان  كشورمان درمسيري قرارگرفته و به گونه اي تربيت يافتند و آن گونه  ايفاي نقش نمودند كه امامشان دراين خصوص فرمودند « حس مسئوليت نسل جوان  كوشش هاي بي شائبه آنان در راه دفاع از اسلام و نواميس قرآن مجيد در خور تقدير و اميدواري است ، اينجانب در اين تبعيد گاه ثانوي ، چشم اميدم به جوانان روحاني و دانشگاهي مسلمان بوده و انتظار دارم  كه با تهذيب نفس و اخلاص ، مطالعات و تحقيقات وسيع و دامنه داری را در زمينه  شناخت احكام اسلامي و مباني نوراني قرآن آغاز نمايند، اسلام واقعي را بشناسيدو بشناسانيد.»( 1)

 

  اما به اين واقعيت تلخ بايد اذعان  كنيم كه نسل سوم انقلاب متاثر از روح سياست تساهل و تسامح فرهنگي حاكم بر متوليان و مسئولان فرهنگي و دستگاههاي متولي فرهنگ ، اعم از  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، آموزش و پرورش و آموزش عالي كشور در دوران دولت اصلاحات فقط از نظر سني جوانان كشور از رشد و افزايش برخوردارشدند و از بعد اصول ، عقايد و پرورش روحي و معنوي دچاركاستي و افت بوده ايم .

اگر در اين زمينه ها هم ، كاري صورت پذيرفته در شان نظام مقدس  جمهور ي اسلامي نبوده است  . مويد اين مطلب وضعيت نابه هنجار حاكم بر جو و محيط هاي دانشجويي و دانشگاهي كشور بود كه با بحران  و خلاء معنويت و ايمان  مواجه بوديم . اگر چه آمار هاي مربوط به اعتياد ، مصرف مشروبات الكلي ، مواد مخدر ، قرص هاي شادي آور ، روابط ناسالم دختر و پسر و پديده مورد حمايت از سوي اكثر مسئولين دانشگاهي مبني بر بر گزاري اردوهاي مختلط از كرامات دولت اصلاحات بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیژن ذبیحی در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 17:19 |