در زمانی که تهاجم فرهنگی نگرانی خیلی از حکومت هاست حتی حکومتهای لیبرال دموکراسی مثل فرانسه یا حکومت های سوسیالیستی برای هدایت فرهنگ عام و مقابله با تهاجم فرهنگی راه کارهایی را پیش بینی می کردند . شاید به این دلیل که فرهنگ بخشی از هویت و تمامیت ارضی یک ملت است و باید از آن دفاع نمود. و دولت ها در عرصه نظام سیاسی کشور پیشقراول این دفاع هستند .
در دوران اصلاحات برای طرح و ایده پردازی و بیان دغدغه ها و نیازهای فرهنگی درجامعه جایی از سوی دولت اصلاحات در نظر گرفته نشده بود و با رویکرد تکنوکراتیک وفن سالارانه که ریشه در تفکر حاکم بر دولت سازندگی داشت که در عمل به جمع جبری مسایل می انجامید .
بطوریکه در عرصه فرهنگ ملاحظه معادله سود و زیان را می کردند. درحالیکه ملاحظه این فرمول اقتصادی در هر حرکت انسانی اجتماعی ریشه در سنت و فرهنگ و دیانت نداشته ولی از لوازم یک جامعه درحال توسعه بدون رویکرد دینی است .
تأسف از اینکه ما در کوران مشکلات اقتصادی و دوران سازندگی بنیان های فرهنگی خویش را به طاق نسیان سپردیم. بطوریکه نگرش اقتصادی به مقولات فرهنگی ، تعیین یارانه های فرهنگی با محاسبات اقتصادی ، تکلیف کسب درآمدها و خود کفایی مالی درنهادهای فرهنگی، حاکمیت روح بده دبستان در مراودات فرهنگی همه بر ضعف مبانی فرهنگی می افزود.
ادامه مطلب

