تبليغاتX
قاموس عدالت

 

دو نگرش مهم درتحلیل مسایل فرهنگی و از آن جمله ارتقای فرهنگ و اخلاق ویا استیفای حقوق فرهنگی و اخلاقی وجود دارد .

1-  از باور برخی فرهنگ از مسایل روبنایی و معلول اصول و روشهای سیاسی و اقتصادی است و با سامان بخشیدن به آنها ، فرهنگ جامعه نیز خود به خود سامان می پذیرد.

2-  برخی دیگر نیز بر این باورند که مسایل فرهنگی به نوبه خود اصول و مبانی ونظام خاصی دارد که خود، ریشه می طلبد و از بنیاد باید پا بگیرد .

دید کلی در انقلاب اسلامی و آراء ونظریات امام راحل نیز بر نظریه دوم استوار است و حداقل و حد مشترک بین دو نظریه آن است که برنامه های ارتقای فرهنگی و اخلاقی و نیز استیفای حقوق فرهنگی به موازات برنامه های زیر بنایی مورد توجه مسئولان قرار گیرد .

چنانکه دولت اسلامی باید با مقابله با مظاهر فساد و ایجاد زمینه های لازم محیط مناسب برای رشد فضائل اخلاقی و ارتقای فرهنگ دینی را فراهم آورد و این حق مردم است که در جامعه ای سالم، مستعد و مناسب برای رشد فضائل اخلاقی و تعالی شخصیت زندگی کنند .

دریک حکومت دینی باید سعی کنیم بسیاری از موازینی که فقط جزای اخروی دارد در جامعه مطرح باشد و مردم در عمل از آن تبعیت کنند .

از این رو مسائل فرهنگ عمومی در بخش حقوقی عمومی و در زیر مجموعه حقوق و آزادیها قرار  می گیرد وکلیه ویژگیهای حقوق عمومی در مقایسه حقوق خصوصی، این بخش را شامل می گردد و به همین لحاظ با مسئله دولت و تکالیف آن رابطه مستقیم می یابد . از این رو حقوق فرهنگی به عنوان بخشی از حقوق عمومی در ردیف وظایف عمومی دولت است و تشکل های مردمی هم می توانند به دولت کمک کنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیژن ذبیحی در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 14:34 |

دو مقوله فرهنگ وتمدن به واسطه بار عظیمی که هم در شکل و هم در محتوا دارند از اساسی ترین مقولات انقلاب اسلامی به شمار می روند که هدف وانگیزه غایی انقلاب اسلامی نیز چیزی جز احیای فرهنگ اصیل و غنی اسلام وتجدید تمدن درخشان اسلامی چیز دیگری نیست .

از آنجائیکه یکی از شعارهای محوری انقلاب اسلامی فرهنگ و ارتقاء آن و رسیدگی به مسائل فرهنگی جامعه بر مبنای اندیشه سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی ، می باشد که به باور آن رهبر فرزانه، انقلاب اسلامی بیش از هر چیز دیگر یک انقلابی فرهنگی بوده است . زیراکه فرهنگ اساساً قالب زیر مجموعه و ریشه هر جامعه ای را تشکیل داده و سیاست و اقتصاد و سایر موارد رو بنای اجتماعی را سامان می بخشد.

از این رو دشمن برای مقابله با اسلام پشتوانه اصلی آن یعنی فرهنگ و تمدن درخشان آنرا مورد هدف قرار داده تا آنجا که توانسته اند آنرا از محتوا خالی کردند . تلاش دشمن طی سالیان گذشته در زمینه سست کردن پیوندهای توده های مسلمان با سنت اسلامی موجب از بین رفتن سنن و آگاهی های اسلامی، وجدان و تعهد قرآنی درمردم شده ومرزهای تشخص عقیدتی ونفوذ ناپذیری ایمانی و مقاومت دینی آحاد جامعه را فرو می ریزد .

در این راستا دشمن از تکنیک های متفاوت استفاده کرده است از جمله :

1-    تحقیر فرهنگ اسلامی .

2-    بی اهمیت جلوه دادن فرهنگ اسلامی .

3-    از برنامه ها حذف کردن و از یاد بردن آنها با ترفند ، قدیمی قلمداد کردن این محتوا .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیژن ذبیحی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 10:32 |