رفتارشناسی در علم سیاست در واقع به شناخت منافع بازیگران فردی یا مجموعه ای معطوف می گردد. از مهمترین پرسش ها در رفتارشناسی علم سیاست این است که بازیگران چه می گویند در چه شرایطی می گویند، چه رفتاری از خود در چه شرایطی نشان می دهند. (1)
جنایت غزه فرا مسئولیت هایی را از وجدان بشری طلب می کند که مطالعه پیشینه پیشینیان صهیونیست یکی از مسئولیت های افکار عمومی است که از این منظر به رفتار شناسی سردمداران صهیونیست پرداخته تا ملعبه و بازیچه سیاستمداران صهیونیست قرار نگرفته باشند.
فهم دقیق سیاست کشورها در گروی فهم ارزیابی کشورها از منافعشان است. نکته کلیدی در اینجا این است که هیچ عنصری از بقاء و تثبیت و حفظ موقعیت و مشروعت در بحث مربوط به منافع مهمتر نیست. نتیجه این بحث این خواهد شد که :
مطالعه نسبی منافع – فهم نسبی سیاست ها – فهم نسبی رفتارها. (2)
البته اگر چه درمقام تحلیل ، سطوح مختلف دولتمردان وملت ها را یکسان فرض نمی کنیم ولی بنابه شواهد در مقوله رژیم جعلی صهیونیستی این فرض صادق نیست و سردمداران رژیم صهیونیستی آنچنان می اندیشند که صهیونیست های یهود آنچنان می اندیشند.
البته ناگفته نماند که شناخت تاریخ و داشتن فهم تاریخی در غنی کردن و قاعده مندی ذهن محقق بسیار موثر است. مطالعه تاریخ ذهن را به غلظت فرآیندی مجهز می سازد و آن را وادار می کند که وضعیت کنونی موضوع مورد مطالعه را به صورت منحنی نگاه کند، پشتوانه های رفتاری آن را مورد توجه قرار دهد، و شکل گیری یک رویداد را مستقل از سابقه آن نپندارد. (3)
و باور صهیونیستی پدیده ای است که باید بدان باور داشت که دراینجا به چند مورد از نظرات و دیدگاه های سردمداران صهیونیسم و مردم سرزمین های اشغالی اشاره می شود .
ادامه مطلب

