تبليغاتX
قاموس عدالت

 

کشورهایی که درگیر تقسیمات قومی و طبقاتی هستند و ملت به انحای گوناگون از تاثیر گذاری در سرنوشت خود و کشور برکنار می ماند محدودیت های برای اداره کشور پدید می آید.

از یک منظر مهمترین دستاوردهای توسعه ای از جمله رشد اقتصادی در کشورهایی رخ می دهد که از انسجام اجتماعی و در نتیجه آن به وسیله نهادهای عمومی کارآمد اداره می شوند.

انسجام اجتماعی برای کشورهای در حال گذار، توسعه یافته و در حال توسعه امری حیاتی است، انسجام اجتماعی در قالب حفظ تنوعات فرهنگی و قومی و ایجاد حس وحدت ملی باید تقویت شود.

بدین ترتیب که هر چه ایجاد حس وحدت ملی و وفاق اجتماعی بیشتر، انسجام اجتماعی بیشتر و هرچه انسجام اجتماعی بیشتر باشد جامعه در برابر بحران های خارجی و داخلی مقاومتر است ناگفته نماند تا زمانی که وفاق اجتماعی حاصل نشود، همبستگی اجتماعی نیز به وجود نخواهد آمد و با عدم همبستگی اجتماعی، جامعه در خطر تهدید در برابر فشار عوامل خارجی قرار می گیرد.

البته وفاق اجتماعی یکی از مفاهیم اساسی مکتب کارکرد گرایی ساختاری است که در اندیشه های اگوست کنت باید آن را ریشه یابی نمود. اساساً کنت به دنبال پاسخ به مساله بحران در جامعه فرانسه بود که راه حل آن را در قالب مفهوم وفاق اجتماعی می دید که وفاق اجتماعی نیز توافق ارزشی است که بین افراد، این توافق بر ارزش هایی که به زندگی آنها جهت می دهد بروز می یابد.

اما نکته حائز اهمیت در مقوله انسجام این است که انسجام در آنجایی مطرح می شود که چه در بعد ذهنی و چه از منظر عینی، با افراد یا اشیایی مواجه هستیم که ابتدا متفاوت بودن آن ها را پذیرفته ایم و پس از آن قائل به یکی شدن (اتحاد) یا متصل کردن (منسجم یا یکپارچه کردن) آن ها خواهیم بود.

بنابراین دیدگاه، نگرش منطقی و عاقلانه این است که نه چیزی حذف شود و نه بر چیزی بیش از حد تاکید شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیژن ذبیحی در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 9:23 |